
در هنگام بررسی پیوستار اختلالات تکاملی–رفتاری باید به چند نکته مهم توجه داشت:
اولاً، اختلالات خفیف بسیار شایعتر از اختلالات شدید هستند.
برای نمونه:
شیوع اختلالات یادگیری (LD) و اختلال نقص توجه/بیشفعالی (ADHD) در حدود ۷ تا ۸ درصد جمعیت است،
در حالی که اختلال طیف اوتیسم (ASD) تنها در حدود ۱/۵ درصد جمعیت دیده میشود.
ثانیاً، گسیختگی (dissociation) و انحراف تکاملی (deviation) معمولاً در بستر تأخیر رشدی (developmental delay) بیشتر رخ میدهد.
به بیان دیگر، هرچه کودک در مسیر رشد کلی عقبتر باشد، احتمال بروز الگوهای نامتوازن یا غیرعادی در رشد او بیشتر است.
برای مثال:
بیشتر کودکان دارای ناتوانی ذهنی (ID) رفتاری متناسب با «سن عقلی» خود دارند، اما در مقایسه با کودکان سالم،
بیشتر در معرض الگوهای گسیختهی نورورفتاری هستند.
بهطور مشخص:
حدود ۳۰٪ از کودکان دارای ناتوانی ذهنی، ADHD دارند (در مقابل ۷/۴٪ در کودکان بدون ناتوانی ذهنی).
حدود ۲۸٪ از کودکان دارای ناتوانی ذهنی، ASD دارند (در مقابل تنها ۱/۵٪ در جمعیت عمومی).
شکل ۱۱.۸ در کتاب، کل طیف و پیوستار اختلالات تکاملی–رفتاری را که در این فصل توضیح داده شد، به صورت یکپارچه نشان میدهد — از خفیفترین گسیختگیها (مثل ADHD یا LD) تا شدیدترین انحرافها (مثل ASD و ID).
اختلالات تکاملی–رفتاری از شایعترین بیماریهای مزمن در میان کودکان هستند که پزشکان اطفال در محیط «خانه سلامت» (Medical Home) با آنها روبهرو میشوند.
با این حال، کمبود متخصصان فوقتخصص در زمینههای ناتوانیهای عصبتکاملی و طب تکاملی–رفتاری کودکان موجب شده است که بسیاری از بیماران نتوانند به موقع به این مراکز ارجاع داده شوند و معمولاً فهرستهای انتظار طولانی برای مراکز ارزیابی تکاملی سطح سوم وجود دارد.
بنابراین، بخش عمدهای از کودکان دارای اختلالات تکاملی–رفتاری باید توسط پزشکان اطفال مراقبت اولیه در همان سطح جامعه شناسایی، تشخیص و مدیریت شوند،
در عین حال که این پزشکان با متخصصان محلی در حوزه مداخله زودهنگام (Early Intervention) و آموزش ویژه (Special Education) همکاری نزدیک دارند.
انجمن اطفال آمریکا (AAP) توصیه میکند که از آزمونهای غربالگری استاندارد تکاملی در سنین مشخص استفاده شود.
با این حال، باید به خاطر داشت که هرچند اختلالات با شیوع کمتر ولی شدت بالاتر (مانند ASD یا ID) معمولاً در غربالگریهای اولیه شناسایی میشوند،
اما اختلالات خفیفتر و شایعتر ممکن است در سنین پایینتر با غربالگری شناسایی نشوند.
علاوه بر این، اگرچه ابزارهای استاندارد غربالگری و ارزیابی میتوانند به تشخیص دقیقتر کمک کنند،
اما کمیتههای تخصصی تأکید کردهاند که قضاوت بالینی پزشک با تجربه همچنان استاندارد طلایی برای تشخیص اختلالات تکاملی–رفتاری است.
با توجه به شیوع بالای این اختلالات در طب کودکان، لازم است که پزشکان اطفال مراقبت اولیه خود در این زمینه مهارت و تجربه کافی داشته باشند.
در واقع، در عمل بالینی، هر کودک دارای نگرانی تکاملی یا رفتاری الزاماً در چارچوب تشخیصی از پیش تعریفشده قرار نمیگیرد،
و در چنین شرایطی پزشک باید از معیارهای تشخیصی پذیرفتهشده (مانند ASD، ADHD، LD، ID) استفاده کند.
با این وجود، داشتن درک عمیق از اصول عصبتکاملی کلیدی که پایه طیف و پیوستار اختلالات تکاملی–رفتاری هستند (و در جعبه ۱۱٫۱ آمده است)،
میتواند قضاوت بالینی، اعتمادبهنفس و مهارت تشخیصی پزشکان اطفال را در شناسایی زودهنگام کودکان دارای اختلالات تکاملی یا رفتاری به شکل چشمگیری ارتقا دهد.
سه جریان اصلی رشد:
حرکتی (Motor)
شناختی (Cognitive) — شامل زبان، اجتماعی، انطباقی و حل مسئله دیداری
نورورفتاری (Neurobehavioral)
هرچه اختلال تکاملی–رفتاری شدیدتر باشد، در سنین پایینتری قابل شناسایی است.
در هر جریان رشدی، یک طیف از اختلالات وجود دارد:
اختلالات خفیف در هر جریان بسیار شایعتر از اختلالات شدید هستند.
پیوستاری از اختلالات بین جریانهای مختلف رشد وجود دارد:
اختلالات گسترده و منتشر (global) بسیار شایعتر از اختلالات محدود و موضعی (focal) هستند.
وجود اختلالات همراه (comorbidity) قاعده است، نه استثنا.
تأخیر، گسیختگی (dissociation) و انحراف (deviation) رشدی، همگی بازتابی از اختلال در عملکرد دستگاه عصبی مرکزی (CNS) هستند.
هرچه تأخیر، گسیختگی و انحراف رشدی بیشتر باشد، رفتار کودک نیز باید غیرعادیتر و غیرتیپیکتر باشد.