1404/11/12 19:28:35

کارکردها و اختلالات عصب‌تکاملی و عملکردهای اجرایی (فصل 49 کتاب طب کودکان نلسون ): عملکرد هوشی فصل 49 نلسون

ninitest.com

عملکرد هوشی

(Intellectual Function)

تعریف کاربردی از عملکرد هوشی (Intellectual Function) عبارت است از توانایی تفکر انتزاعی (Abstract Thinking)، استدلال (Reasoning)، حل مسئله (Problem Solving) و درک مفاهیم (Comprehension).
هوش (Intelligence) به‌عنوان یک سازه کلی (Global Construct) در نظر گرفته می‌شود که از کارکردهای شناختی اختصاصی‌تری تشکیل شده است؛ از جمله:

  • پردازش شنیداری (Auditory Processing)

  • پردازش دیداری–ادراکی (Visual-Perceptual Processing)

  • توانایی‌های فضایی (Spatial Abilities)

  • سرعت پردازش (Processing Speed)

  • حافظه کاری (Working Memory)

تظاهر و بروز هوش تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد، از جمله:

  • تکامل زبان (Language Development)

  • توانایی‌های حسی–حرکتی (Sensorimotor Abilities)

  • ژنتیک و وراثت (Genetics and Heredity)

  • محیط (Environment)

  • عملکرد عصب‌تکاملی (Neurodevelopmental Function)

زمانی که هوش اندازه‌گیری‌شده‌ی فرد بیش از ۲ انحراف معیار پایین‌تر از میانگین باشد (نمره استاندارد کمتر از ۷۰ در اغلب آزمون‌های IQ) و این وضعیت با ضعف‌های معنادار در مهارت‌های انطباقی (Adaptive Skills) همراه باشد، تشخیص ناتوانی ذهنی (Intellectual Disability) قابل طرح است.

از نظر عملکردی، برخی ویژگی‌های شایع کودکان دارای ناتوانی ذهنی آنان را از کودکان با توانایی‌های متوسط یا بالاتر متمایز می‌کند. معمولاً کودکانی که در پایین‌ترین انتهای طیف قرار دارند—مانند ناتوانی ذهنی شدید یا عمیق (Severe or Profound Intellectual Disability)—قادر به عملکرد مستقل نیستند و به محیطی بسیار ساختارمند همراه با کمک و نظارت دائمی نیاز دارند.

در سوی دیگر طیف، کودکانی با هوش بسیار بالا یا تیزهوش (Gifted) قرار دارند. هوش بالاتر با موارد زیر همراهی دارد:

  • شکل‌گیری مفاهیم پیشرفته (Concept Formation)

  • تفکر انتقادی (Critical Thinking)

  • حل مسئله قوی‌تر

  • درک و تدوین قواعد (Rule Understanding and Formulation)

  • طوفان فکری و خلاقیت (Brainstorming and Creativity)

  • فراشناخت (Metacognition)؛ یعنی توانایی «تفکر درباره تفکر»

با وجود اینکه سطوح بالای عملکرد هوشی فرصت‌های زیادی ایجاد می‌کنند، ممکن است با چالش‌های عملکردی در زمینه‌های:

  • اجتماعی‌شدن (Socialization)

  • یادگیری (Learning)

  • سبک ارتباطی (Communication Style)
    نیز همراه باشند.

افرادی که سطح هوشی آنان در محدوده‌ی پایین‌تر از میانگین (Below-Average Range) قرار می‌گیرد—که گاهی از آن به‌عنوان محدوده‌ی مرزی (Borderline) یا «یادگیرنده کند» (Slow Learner) یاد می‌شود—معمولاً در پردازش و مدیریت اطلاعات انتزاعی، ایجاد ارتباط بین مفاهیم و ایده‌ها، و تعمیم اطلاعات (Generalization) دچار دشواری هستند.
برای مثال، ممکن است یک مفهوم را در یک موقعیت درک کنند اما نتوانند آن را به موقعیت‌های دیگر منتقل و به‌کار گیرند.

به‌طور کلی، این افراد زمانی عملکرد بهتری دارند که اطلاعات:

  • به‌صورت عینی و صریح (Concrete and Explicit) ارائه شود

  • همراه با تکرار (Repetition) باشد

  • و بر اطلاعات طوطی‌وار (Rote Information) مانند حفظ مطالب مشخص تکیه کند


حافظه

(Memory)

حافظه اصطلاحی است برای توصیف سازوکار شناختی پیچیده‌ای که از طریق آن اطلاعات کسب (Acquired)، ذخیره (Retained) و بازیابی (Recalled) می‌شوند.
نواحی عمده‌ی مغزی درگیر در پردازش حافظه شامل:

  • هیپوکامپ (Hippocampus)

  • فورنیکس (Fornix)

  • لوب‌های تمپورال (Temporal Lobes)

  • مخچه (Cerebellum)
    هستند که با اغلب نواحی مغز ارتباطات گسترده دارند.

حافظه از چندین زیرسامانه‌ی متمایز اما به‌هم‌پیوسته تشکیل شده است که بر اساس معیارهای زیر طبقه‌بندی می‌شوند:

  • مدت زمان ذخیره‌سازی اطلاعات

    • حافظه کوتاه‌مدت (Short-Term Memory)

    • حافظه بلندمدت (Long-Term Memory)

  • نوع اطلاعات ذخیره‌شده

    • رویدادها، حقایق، رویه‌ها، تداعی‌های هیجانی، رفلکس‌های شرطی

  • مدالیته اطلاعات

    • دیداری، شنیداری، بویایی

  • نحوه‌ی یادآوری

    • حافظه آشکار (Explicit Memory)

    • حافظه ناآشکار (Implicit Memory)

در مدل‌های پردازش اطلاعات، حافظه کاری (Working Memory) نیز به‌عنوان یک مؤلفه‌ی مجزا در نظر گرفته می‌شود.

شکل‌گیری و ذخیره حافظه

تشکیل حافظه با ورودی‌های حسی (Sensory Input)—مانند شنیداری، دیداری و لمسی—آغاز می‌شود که ابتدا شناسایی یا ثبت (Registration) شده و سپس رمزگردانی (Encoding) می‌گردند.
رمزگردانی فرایندی ذهنی است که ورودی ادراکی را به یک کُد بازنمایی‌شده برای سیستم حافظه تبدیل می‌کند.

اطلاعات موجود در حافظه کوتاه‌مدت از طریق فرایند تحکیم و ذخیره‌سازی (Consolidation and Storage) به حافظه بلندمدت منتقل می‌شود.
ظرفیت حافظه کوتاه‌مدت محدود و مدت آن کوتاه است (از چند ثانیه تا چند دقیقه)، در حالی که حافظه بلندمدت از نظر ظرفیت بالقوه نامحدود بوده و می‌تواند برای ساعت‌ها یا حتی در طول عمر فرد در دسترس باقی بماند.

بازیابی و خودکارشدگی

پس از ورود اطلاعات به حافظه بلندمدت، باید بازیابی (Retrieval) شوند. بازیابی می‌تواند:

  • خودبه‌خودی (Free Recall)

  • یا با کمک سرنخ‌ها (Cued or Recognition Recall)
    انجام شود.

با تمرین هدفمند و مکرر، کودکان می‌توانند به خودکارشدگی (Automaticity) دست یابند؛ یعنی توانایی دسترسی سریع، آنی و بدون تلاش به اطلاعات آموخته‌شده.
خودکارشدگی منابع شناختی (Cognitive Resources) را آزاد می‌کند تا پردازش اطلاعات دیگر و یادگیری تسهیل شود.

برای مثال، خودکارشدگی در رمزگشایی واژه‌ها (Word Decoding) به کودک اجازه می‌دهد به‌جای تمرکز بر خواندن تک‌تک کلمات، بر درک معنای متن (Text Comprehension) تمرکز کند.


جمع‌بندی بالینی (Clinical Pearls)

  • IQ به‌تنهایی تعیین‌کننده عملکرد تحصیلی نیست؛ Adaptive Skills حیاتی‌اند

  • ضعف حافظه کاری اغلب به‌اشتباه به ADHD نسبت داده می‌شود

  • آموزش مؤثر برای «slow learner» باید عینی، تکراری و ساختارمند باشد

  • Automaticity هدف پنهان اما کلیدی آموزش است

2026 © کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت محفوظ میباشد.

طراحی و برنامه نویسی w3ir