
شناخت اجتماعی (Social Cognition) به مجموعهای از فرایندهای ذهنی گفته میشود که به فرد امکان میدهد محیط اجتماعی را درک کرده و با آن تعامل مؤثر داشته باشد. اگرچه شواهدی وجود دارد که شناخت اجتماعی را بهعنوان یک حیطهی مجزای کارکرد عصبتکاملی (Neurodevelopmental Function) در نظر میگیرند، اما در عمل، این توانایی حاصل تعامل چندین فرایند شناختی است.
این فرایندها شامل موارد زیر هستند:
توانایی تشخیص، تفسیر و معنا دادن به افکار، ارتباطات کلامی و غیرکلامی، و رفتارهای دیگران
درک این موضوع که ادراکها، دیدگاهها و نیتهای دیگران ممکن است با فرد متفاوت باشد که به آن نظریه ذهن (Theory of Mind) گفته میشود
استفاده از زبان برای تعامل اجتماعی، یعنی زبان کاربردشناختی (Pragmatic Language)
توانایی استنباط (Inference) درباره دیگران و محیط بر اساس اطلاعات بافتی (Contextual Information)
همچنین میتوان گفت شناخت اجتماعی با فرایندهای مرتبط با حافظه (Memory) و کارکردهای اجرایی (Executive Functions – EF) مانند انعطافپذیری شناختی (Flexibility) و جابجایی (Shifting) همپوشانی دارد.
کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم (Autism Spectrum Disorder – ASD) بهطور شاخص دچار نقص در شناخت اجتماعی هستند.
کارکردهای اجرایی (Executive Function – EF) مجموعهای از مهارتهای شناختی هستند (جدول 49.1) که:
از اوایل زندگی آغاز میشوند (نشانههایی از کنترل بازداری (Inhibitory Control) و حتی حافظه کاری (Working Memory) در شیرخوارگی دیده میشود)،
در سالهای پیشدبستانی رشد قابلتوجهی دارند،
و تا نوجوانی و حتی بزرگسالی به تکامل ادامه میدهند.
مطالعات نشان دادهاند که EF قوی ممکن است حتی از هوش عمومی برای موفقیت تحصیلی مهمتر باشد. توانایی بهتعویق انداختن ارضای نیاز (Delay of Gratification) در اوایل زندگی، پیشبینیکنندهی شایستگی، توجه، خودتنظیمی (Self-regulation)، تحمل ناکامی، سلامت جسم و روان، و حتی خطر وابستگی به مواد در نوجوانی و بزرگسالی است.
در مقابل، نقص در سایر حوزههای عصبتکاملی (مانند تکامل زبان) میتواند EF را تضعیف کند.
توجه (Attention) یک کارکرد واحد یا مستقل مغزی نیست. این موضوع بهخوبی در فنوتیپ اختلال کمتوجهی/بیشفعالی (ADHD) دیده میشود. اختلال توجه میتواند ناشی از نقص در زیربخشهای مختلف توجه باشد، از جمله:
توجه انتخابی (Selective Attention): تمرکز بر محرک مرتبط و حذف محرکهای نامرتبط
توجه تقسیمشده (Divided Attention): توجه همزمان به بیش از یک محرک
توجه پایدار (Sustained Attention): حفظ تمرکز در طول زمان
توجه متناوب (Alternating Attention): جابهجایی تمرکز بین محرکها یا تکالیف
اختلال توجه میتواند در هر مرحلهای بروز کند؛ از برانگیختگی (Arousal) تا خروجی رفتاری.
کودکانی با هوشیاری پایین ممکن است دچار خستگی ذهنی، نوسان شدید عملکرد، حواسپرتی، تخصیص نادرست منابع شناختی و از دست دادن اطلاعات مهم شوند.
باید توجه داشت که بیش از ۶۰٪ کودکان با اختلال توجه، همزمان دچار سایر اختلالات عصبتکاملی یا تحصیلی نیز هستند (Comorbidity).
کنترل بازداری (Inhibitory Control – IC) توانایی مهار افکار، هیجانات یا رفتارهای تکانشی است؛ یعنی توانایی «ایست دادن» به پاسخ. نقص در IC ویژگی هستهای نوع بیشفعال-تکانشی ADHD است و تأثیر عمیقی بر عملکرد کلی کودک دارد.
پیامدهای نقص IC:
تکانشگری (Impulsivity)
ضعف در خودکنترلی (Self-control) و خودپایشگری (Self-monitoring)
ناتوانی در تشخیص خطا
رفتارهای اجتماعی نامناسب (قطع کردن صحبت دیگران، رفتارهای ناگهانی)
این مشکلات بهطور غیرمستقیم باعث اختلال در تنظیم هیجانی، عملکرد تحصیلی، تعاملات اجتماعی و حتی ایمنی کودک میشوند.
جابجایی (Shifting) توانایی انتقال از یک فعالیت، موضوع یا راهبرد به مورد دیگر است. این مهارت به کودک اجازه میدهد:
تغییرات برنامه و روال را تحمل کند،
راهبرد حل مسئله را تغییر دهد،
و در مکالمات اجتماعی، موضوع را بهدرستی عوض کند.
کودکان با نقص در Shifting:
در موقعیتهای جدید سریعاً مضطرب میشوند،
به تغییر مقاوماند،
روی یک راهبرد ناکارآمد «گیر میکنند»،
و در تعاملات اجتماعی دچار مکالمات یکطرفه میشوند.
آغازگری (Initiation) به توانایی شروع مستقل یک فعالیت، تکلیف یا فرایند فکری گفته میشود.
تظاهرات بالینی:
مشکل در شروع فعالیتهای ساده (بلند شدن، انجام تکالیف)
ناتوانی در تولید ایده یا برنامه
دشواری در آغاز تکالیف درسی یا تعاملات اجتماعی
نقص اولیه Initiation نادر است و معمولاً با آسیبهای نورولوژیک شدید همراه است؛ اما اغلب نقصها ثانویه به مشکلات دیگر EF، اختلالات رفتاری، رشدی (مثل ASD) یا هیجانی (افسردگی، اضطراب) هستند.
حافظه کاری (Working Memory – WM) توانایی نگهداری، دستکاری و استفاده از اطلاعات در بازهی زمانی کوتاه است. WM از تعامل حافظه کوتاهمدت کلامی و دیداری با یک سامانه کنترل مرکزی (Central Executive) تشکیل میشود.
نقشهای کلیدی WM:
انجام تکالیف چندمرحلهای
پیوند اطلاعات جدید با دانش پیشین
یادگیری پیچیده
WM از پیشدبستانی تا نوجوانی میتواند ۲ تا ۳ برابر افزایش یابد.
نقص WM میتواند باعث شود کودک:
بیدقت یا بیملاحظه به نظر برسد،
در ریاضی در «نگهداشتن عدد» مشکل داشته باشد،
در خواندن نتواند اطلاعات متن را یکپارچه کند،
و در نوشتن، ایدهها را هنگام تمرکز بر دستور زبان یا املا از دست بدهد.
برنامهریزی (Planning) توانایی طراحی، توالیبندی و اجرای مراحل لازم برای رسیدن به هدف است.
سازماندهی (Organization) به توانایی مرتبسازی، طبقهبندی و اولویتبندی اطلاعات اشاره دارد.
کودکان با نقص در این حوزهها:
مدیریت زمان ضعیفی دارند،
وسایل و اطلاعات را گم میکنند،
دچار احساس غرقشدگی شناختی میشوند،
و یادسپاری (Retention) ضعیفی دارند.
مطالعات و تجربه بالینی نشان میدهد که سازماندهی ضعیف تأثیر قابلتوجهی بر یادآوری اطلاعات (Recall) دارد.