1404/11/12 21:26:18

کارکردها و اختلالات عصب‌تکاملی و عملکردهای اجرایی (فصل 49 کتاب طب کودکان نلسون ):درمان اختلالات

ninitest.com

 کارکردها و اختلالات عصبی تکاملی و عملکردهای اجرایی (فصل 49 کتاب طب کودکان نلسون ):درمان اختلالات 

درمان (Treatment)

درمان اختلالات عصبی‌ـ‌تکاملی و کارکردهای اجرایی (Neurodevelopmental & Executive Function Dysfunction) نیازمند یک رویکرد چندوجهی، چندتخصصی و بین‌بخشی (multimodal, multidisciplinary, cross-sector) برای دستیابی به بهترین پیامدهاست.
این فرایند با ابهام‌زدایی (Demystification) آغاز می‌شود؛ یعنی آموزش کودک و خانواده درباره ماهیت تأخیر یا اختلال کودک، همراه با شناسایی و برجسته‌سازی نقاط قوت کودک.

توضیح اختلال باید با زبان غیرتخصصی ارائه شود و هم‌زمان پیام امید به بهبود با مداخلات مناسب را منتقل کند. لازم است علایق، ظرفیت‌ها و استعدادها (Affinities, Potentials, Talents) کودک به‌طور شفاف شناسایی شده و به‌عنوان بخش جدایی‌ناپذیر برنامه درمانی بلندمدت مورد تأکید قرار گیرند.
تقویت نقاط قوت به همان اندازه‌ی تلاش برای جبران نارسایی‌ها اهمیت دارد.

مهارت‌های ورزشی، گرایش‌های هنری، استعدادهای خلاقانه و توانایی‌های مکانیکی از جمله ظرفیت‌هایی هستند که در برخی دانش‌آموزان با افت تحصیلی (Underachievement) دیده می‌شوند. والدین و کارکنان مدرسه باید فرصت‌هایی ایجاد کنند تا این کودکان بتوانند بر پایه‌ی این توانمندی‌ها رشد کنند. این دارایی‌های فردیِ خوب‌پرورش‌یافته می‌توانند در گذار به اوایل بزرگسالی (Young Adulthood)، از جمله انتخاب رشته تحصیلی یا مسیر شغلی، نقش تعیین‌کننده داشته باشند.

در محیط کلینیک، متخصص اطفال (Pediatrician) به‌عنوان مشاور و حامی (Consultant & Advocate) نقش مهمی در نظارت و پایش اجرای یک برنامه مدیریتی جامع و چندتخصصی برای کودکان مبتلا به اختلالات عصبی‌ـ‌تکاملی دارد.
ارائه‌دهنده مراقبت اولیه باید مشکلات پزشکی زمینه‌ای یا همراهی را که ممکن است به اختلالات عصبی‌ـ‌تکاملی و کارکردهای اجرایی (EFs) دامن بزنند، شناسایی و درمان کند؛ از جمله

  • کمبود آهن (Iron Deficiency)،
  • افزایش سطح سرب (Elevated Lead Levels) و
  • اختلالات خواب (Sleep Problems)، شامل
    • خواب ناکافی ناشی از بهداشت خواب نامناسب (Poor Sleep Hygiene) یا
    • کیفیت پایین خواب مانند آپنه انسدادی خواب (Obstructive Sleep Apnea).

همچنین لازم است برای بروز یا هم‌ابتلایی اختلالاتی که به‌طور شایع همراه با تأخیرهای عصبی‌ـ‌تکاملی و اختلالات کارکرد اجرایی دیده می‌شوند یا ممکن است در طول زمان ایجاد شوند، پایش انجام شود؛ از جمله اضطراب (Anxiety)، افسردگی (Depression) و اختلال مصرف مواد (Substance Use Disorder).


راهبردهای دورزننده / تسهیلات آموزشی (Bypass Strategies / Accommodations)

تکنیک‌های متعددی وجود دارد که به کودک کمک می‌کند اثر اختلالات عصبی‌ـ‌تکاملی را دور بزند. این راهبردها معمولاً در کلاس‌های عادی استفاده می‌شوند و می‌توانند در قالب برنامه 504 (504 Plan) یا برنامه آموزشی فردی (Individualized Education Program – IEP) گنجانده شوند.

تسهیلات آموزشی (Accommodations) نحوه‌ی یادگیری کودک را تغییر می‌دهند، به‌طوری‌که او بتواند به محتوای آموزشی دسترسی داشته باشد و انتظارات مشابه همسالانش را برآورده کند.
نمونه‌هایی از این تسهیلات عبارت‌اند از:

  • استفاده از چاپ درشت (Large Print) برای کودکان با اختلال بینایی

  • استفاده از سیستم FM (Frequency Modulation System) برای دانش‌آموزان با اختلال شنوایی

در کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری (Learning Disorders)، تسهیلات می‌تواند شامل:

  • استفاده از ماشین‌حساب هنگام حل مسائل ریاضی

  • نوشتن انشا با واژه‌پرداز (Word Processor) و استفاده از غلط‌ یاب املایی (Spellcheck)

  • ارائه‌ی گزارش شفاهی به‌جای گزارش کتبی

کودکان دارای اختلال کارکرد اجرایی (Executive Dysfunction) ممکن است از نشستن نزدیک معلم برای کاهش حواس‌پرتی و آزمون‌های بدون محدودیت زمانی (Untimed Tests) سود ببرند.

این راهبردهای دورزننده، اختلالات عصبی‌ـ‌تکاملی را درمان قطعی نمی‌کنند، اما اثرات تحصیلی و غیرتحصیلی آن‌ها را به حداقل می‌رسانند و می‌توانند به‌عنوان داربست حمایتی (Scaffold) برای دستیابی به موفقیت تحصیلی مؤثرتر عمل کنند.

 

تعدیل‌های برنامه درسی (Curriculum Modifications)

بسیاری از کودکان مبتلا به اختلالات عصبی‌ـ‌تکاملی (Neurodevelopmental Dysfunctions)، به‌ویژه با ورود به مقاطع متوسطه (Secondary School)، برای موفقیت تحصیلی نیازمند تغییراتی در برنامه درسی هستند.
تعدیل برنامه درسی (Modification) به معنای تغییر در آنچه کودک آموزش می‌بیند یا انتظار می‌رود یاد بگیرد است.

این تعدیل‌ها می‌تواند شامل مواردی مانند:

  • یادگیری محتوای متفاوت نسبت به همسالان (مثلاً ادامه‌ی تمرین جمع و تفریق در حالی که سایر دانش‌آموزان وارد مبحث کسرها شده‌اند)

  • نمره‌دهی بر اساس معیار متفاوت (Different Grading Standards)

در دبیرستان و دانشگاه، دانش‌آموزانی که دچار ضعف حافظه (Memory Weaknesses) هستند، ممکن است نیاز داشته باشند با یک مشاور تحصیلی (Advisor) همکاری کنند تا واحدهایی را انتخاب کنند که از ایجاد بار تجمعی بیش‌ازحد بر حافظه (Cumulative Memory Load) در یک نیمسال جلوگیری شود.

در نوجوانان مبتلا به اختلالات یادگیری (Learning Disorders)، زمان‌بندی آموزش زبان خارجی و انتخاب دروس ریاضی و علوم نقش تعیین‌کننده‌ای در موفقیت تحصیلی آن‌ها دارد.


جبران‌سازی / مداخلات هدفمند (Remediation / Targeted Intervention)

مداخلات آموزشی می‌توانند در خانه و مدرسه برای تقویت مهارت‌های تحصیلی اجرا شوند. شناسایی زودهنگام (Early Identification) اهمیت حیاتی دارد تا مداخلات آموزشی مناسب در زمان مناسب آغاز شوند و اثرات بلندمدت اختلالات تحصیلی به حداقل برسد.

تمام مداخلات باید پشتوانه علمی و تجربی (Empirically Supported) داشته باشند؛ برای مثال، مداخلات خواندن مبتنی بر واج‌شناسی (Phonologically Based Reading Interventions) نشان داده‌اند که می‌توانند مهارت خواندن را در کودکان سن مدرسه به‌طور معناداری بهبود دهند.

جبران‌سازی معمولاً در کلاس‌های منابع آموزشی (Resource Room) یا مراکز یادگیری (Learning Centers) مدارس انجام می‌شود و اغلب به کودکانی محدود است که معیارهای آموزشی لازم برای دریافت خدمات آموزش ویژه (Special Education Services) را احراز کرده‌اند.

متخصصان خواندن (Reading Specialists)، مدرسان ریاضی (Mathematics Tutors) و سایر حرفه‌ای‌ها می‌توانند از داده‌های تشخیصی استفاده کنند تا تکنیک‌هایی را انتخاب کنند که با تکیه بر نقاط قوت عصبی‌ـ‌تکاملی (Neurodevelopmental Strengths) دانش‌آموز، مهارت‌هایی مانند:

  • رمزگشایی خواندن (Decoding)

  • توانایی نوشتن (Writing Ability)

  • محاسبات ریاضی (Mathematical Computation)

را بهبود دهند.

جبران‌سازی الزاماً نباید فقط بر حوزه‌های تحصیلی خاص متمرکز باشد. بسیاری از دانش‌آموزان به کمک در یادگیری:

  • مهارت‌های مطالعه (Study Skills)

  • راهبردهای شناختی (Cognitive Strategies)

  • عادات سازمان‌دهی مؤثر (Organizational Habits)

نیاز دارند.

گفتاردرمانگران (Speech-Language Pathologists) مداخلاتی را برای کودکان با انواع مختلف ناتوانی‌های زبانی (Language Disabilities) ارائه می‌دهند.
کاردرمانگران (Occupational Therapists) بر مهارت‌های حسی‌ـ‌حرکتی (Sensorimotor Skills) تمرکز دارند، از جمله مهارت‌های حرکتی مورد نیاز دانش‌آموزان دارای مشکلات نوشتاری.
فیزیوتراپیست‌ها (Physical Therapists) نیز به درمان نقص هماهنگی حرکات درشت (Gross Motor Incoordination) می‌پردازند.


درمان اختلال کارکرد اجرایی (Treatment of Executive Dysfunction)

مداخلات تقویت‌کننده‌ی کارکردهای اجرایی (Executive Functions – EFs) می‌توانند در سراسر دوران کودکی اجرا شوند، اما اگر در سنین پایین‌تر آغاز شوند، بیشترین اثربخشی را دارند.

 

مداخلات تقویت کارکردهای اجرایی در سنین مختلف

کودکان سن پیش‌دبستانی (Preschool-age children)
کودکان پیش‌دبستانی ابتدا کارکردهای اجرایی (Executive Functions – EFs) را از طریق الگوبرداری (Modeling)، مرزها (Boundaries) و قوانین (Rules) که توسط والدین یا مراقبان مشاهده و اعمال می‌شود، می‌آموزند. این رفتارهای الگوشده باید به‌تدریج توسط کودک درونی‌سازی (Internalization) شوند.

نشان داده شده است که بازی‌های اولیه (Early Play) نقش مؤثری در ارتقای مهارت‌های اجرایی در کودکان خردسال دارند، از جمله:

  • بازی دالی‌موشه / قایم‌باشک صورت (Peek-a-boo) → تقویت حافظه کاری (Working Memory – WM)

  • بازی کف‌دست زدن آهنگین (Pat-a-cake) → تقویت WM و کنترل بازداری (Inhibitory Control – IC)

  • بازی‌های دنبال رهبر برو (Follow the Leaderسایمون می‌گه (Simon Says) و حلقه دور همی (Ring Around the Rosie) → تقویت خودکنترلی (Self-control)

  • فعالیت‌های تقلیدی (Imitation Activities) → بهبود توجه (Attention) و کنترل تکانه (Impulse Control)

  • بازی‌های جورکردن و دسته‌بندی (Matching and Sorting Games) → تقویت سازمان‌دهی (Organization) و توجه

  • بازی‌های تخیلی (Imaginary Play) → تقویت توجه، حافظه کاری (WM)، کنترل بازداری (IC)، خودپایشگری (Self-monitoring) و انعطاف‌پذیری شناختی (Cognitive Flexibility)


کودکان سن مدرسه (School-age children)
در این سن، ایجاد روتین‌های شناختی و رفتاری منسجم (Consistent Cognitive and Behavioral Routines) که حل مسئله‌ی مستقل و هدف‌محور (Independent, Goal-oriented Problem Solving) را تقویت و به حداکثر برسانند، امری حیاتی است.

این فرایند از طریق مکانیسم‌هایی مانند:

  • تعدیل محیط کودک (Environmental Modification)

  • الگوسازی و راهنمایی مستقیم (Modeling and Guidance)

  • تقویت مثبت (Positive Reinforcement Strategies)

انجام می‌شود.

مداخلات باید:

  • تعمیم‌پذیر باشند (Generalization): یعنی مهارت‌های اجرایی در بافت واقعی مسئله آموزش داده شوند، نه به‌عنوان مهارتی جداگانه.

  • از حمایت بیرونی به فرایند درونی حرکت کنند (From External Support to Internal Process).

به‌طور عملی، مداخله می‌تواند شامل مراحل زیر باشد:

  1. الگوسازی بیرونی (External Modeling) برای حل مسئله‌ی چندمرحله‌ای (Multistep Problem-solving Routines)

  2. راهنمایی بیرونی در ایجاد و اجرای روتین‌های روزمره

  3. تمرین کاربرد روتین‌ها در موقعیت‌های واقعی زندگی

  4. کاهش تدریجی حمایت بیرونی (Fading of External Support) و تقویت تولید و استفاده درونی از مهارت‌های اجرایی

این رویکردها باید:

  • کودک را جزئی از برنامه‌ریزی مداخله بدانند

  • از برچسب‌زنی (Labeling) پرهیز کنند

  • تلاش را پاداش دهند نه صرفاً نتیجه را

  • مداخلات را مثبت و توانمندساز نگه دارند

  • کودک را نسبت به تلاش‌های خود مسئول بدانند

مطالعات به‌طور مداوم نشان داده‌اند که ترکیب درمان دارویی و مداخلات رفتاری (Medication + Behavioral Treatments) بیشترین اثربخشی را دارد، هرچند شواهد مربوط به اثربخشی بلندمدت (Long-term Efficacy) هنوز محدود است.
همچنین ضروری است که هر برنامه درمانی با هدف تقویت توجه و EFs، شامل مداخلاتی برای نقص‌های اختصاصی ناشی از تشخیص‌های همراه (Comorbid Diagnoses) نیز باشد.


تمرین‌های شناختی (Cognitive Training)
علاوه بر رویکردهای رفتاری، تمرین‌های شناختی چه به‌صورت رایانه‌ای (Computerized) و چه غیررایانه‌ای (Noncomputerized)، نشان داده‌اند که می‌توانند مهارت‌های شناختیِ مورد تمرین را به‌طور معناداری تقویت کنند.

 

برخی برنامه‌های آموزش شناختی رایانه‌ای (Computerized Cognitive Training Programs) نشان داده‌اند که می‌توانند باعث بهبود پایدار مهارت‌های حافظه کاری (Working Memory – WM) در کودکان شوند؛ با این حال، این مزایا محدود و اختصاصی هستند و معمولاً فقط به همان جنبه‌هایی از WM که به‌طور مستقیم تمرین داده شده‌اند، تعمیم می‌یابند.

اخیراً درمان‌های دیجیتال مبتنی بر بازی (Game-based Digital Therapy) نشان داده‌اند که می‌توانند توجه (Attention) را در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش‌فعالی – نوع بی‌توجه(ADHD, Inattentive Type) و نوع ترکیبی(Combined Type) بهبود بخشند.

در مقابل، آموزش‌های شناختی غیررایانه‌ای (Noncomputerized Cognitive Training) بهبودهای بیشتری در کارکردهای اجرایی (Executive Functions – EFs) نسبت به هر نوع آموزش شناختی رایانه‌ای نشان داده‌اند. این تفاوت احتمالاً ناشی از تعامل مستقیم مربی–آموزش‌گیرنده (Instructor–Trainee Interaction) است.

همچنین، برنامه‌های کلاسی مبتنی بر برنامه درسی (Curriculum-based Classroom Programs) نتایج مثبتی نشان داده‌اند؛ از جمله:

  • Tools of the Mind (Tools)

  • Promoting Alternative Thinking Strategies (PATHS)

که ثابت شده است موجب بهبود کنترل بازداری (Inhibitory Control – IC) می‌شوند.

شواهد نوظهور نشان می‌دهد که فعالیت بدنی (Physical Activity) می‌تواند باعث بهبود EFs شود. کودکانی که فعالیت بدنی بیشتر و آمادگی هوازی بالاتر (Better Aerobic Fitness) دارند، نسبت به کودکان کم‌تحرک، کارکردهای اجرایی بهتری نشان می‌دهند.

با این حال، تمرینات هوازی ساده (Plain Aerobic Exercise) مانند راه رفتن یا دویدن به‌تنهایی، به‌طور واضح موجب بهبود EFs نشده‌اند. در مقابل، نتایج امیدوارکننده‌ای زمانی مشاهده شده که فعالیت بدنی هم‌زمان هوازی و از نظر شناختی چالش‌برانگیز (Cognitively Demanding) باشد.
برای مثال:

  • بسکتبال

  • رقص

این فعالیت‌ها علاوه بر تحرک بدنی بالا، نیازمند درگیری شناختی از طریق هماهنگی حرکتی (Motor Coordination) و برنامه‌ریزی (Planning) هستند.

در مقابل، تمرینات مقاومتی (Resistance Training) تاکنون اثربخشی معناداری در بهبود EFs نشان نداده‌اند.

رویکردهایی که از تکنیک‌های ذهن‌آگاهی (Mindfulness Techniques) استفاده می‌کنند نیز در حال گسترش هستند. تمرین‌های ذهن‌آگاهی که همراه با حرکت انجام می‌شوند (Mindfulness with Movement)، مانند تای‌چی (Tai Chi)، نسبت به تمرین‌های ذهن‌آگاهی در وضعیت نشسته، اثربخشی بیشتری در بهبود EFs دارند.

همچنین هنرهای رزمی مانند تکواندو (Taekwondo) که بر انضباط و خودتنظیمی (Self-regulation) تأکید دارند، نشان داده‌اند که می‌توانند موجب بهبودهایی شوند که به جنبه‌های مختلف کارکردهای اجرایی و توجه (از جمله تمرکز پایدار – Sustained Attention) تعمیم می‌یابد.

 

مشاوره و برنامه‌های آموزش والدین

(Counseling and Parent Training Programs)

پزشک اطفال معمولاً رابطه‌ای نزدیک و مبتنی بر اعتماد با خانواده‌ها دارد و در موقعیتی مناسب برای شناسایی عوامل نامطلوب محیط خانه قرار می‌گیرد؛ عواملی که ممکن است نیازمند حمایت‌های تکمیلی از جمله مشاوره (Counseling) و آموزش والدین (Parent Training) باشند.

در مواردی که مشکلات تحصیلی با مسائل خانوادگی یا اختلالات روان‌پزشکی قابل شناسایی همراه هستند، روان‌درمانی (Psychotherapy) می‌تواند اندیکاسیون داشته باشد. متخصصان سلامت روان ممکن است درمان کوتاه‌مدت یا بلندمدت (Short-term / Long-term Therapy) ارائه دهند. این مداخلات می‌توانند فقط کودک یا کل خانواده را درگیر کنند.

درمان شناختی–رفتاری (Cognitive-Behavioral Therapy – CBT) به‌ویژه در درمان اختلالات خلقی (Mood Disorders) و اختلالات اضطرابی (Anxiety Disorders) اثربخشی بالایی دارد. ضروری است که درمانگر درک عمیق و دقیقی از ماهیت اختلالات عصب‌رشدی/عصبی‌تحولی کودک (Neurodevelopmental Dysfunctions) داشته باشد.

آموزش‌های رسمی والدگری

(Formal Parenting Interventions)

برنامه‌های ساختارمند آموزش والدین شواهد قوی از نظر اثربخشی نشان داده‌اند. چهار برنامه‌ای که بیشترین پشتوانه پژوهشی (Empirical Support) را دارند عبارت‌اند از:

  • Triple P (Positive Parenting Program)

  • Parent-Child Interaction Therapy (PCIT)

  • Incredible Years

  • New Forest Parenting Programme

جدول 49.3 مداخلاتی را نشان می‌دهد که به‌طور اختصاصی برای هدف قرار دادن مولفه‌های مختلف کارکردهای اجرایی (Executive Functions – EFs) طراحی شده‌اند. اگرچه ممکن است هر مولفه به‌صورت جداگانه هدف قرار گیرد، اما موفقیت درمان به میزان یکپارچه‌سازی مداخلات در محیط‌های مختلف (خانه، مدرسه، کلینیک) و تعمیم آن‌ها به سایر حوزه‌های عملکردی بستگی دارد. هر زمان که امکان‌پذیر باشد، توصیه می‌شود چند کارکرد اجرایی به‌صورت هم‌زمان مورد مداخله قرار گیرند؛ این رویکرد به‌عنوان داربست‌بندی درمانی (Scaffolding) عمل کرده و بر مهارت‌هایی که قبلاً کسب شده‌اند، بنا می‌شود.


درمان دارویی

(Medication)

داروهای روان‌دارویی (Psychopharmacologic Agents) می‌توانند در کاهش بار عملکردی برخی اختلالات عصب‌رشدی مؤثر باشند. شایع‌ترین کاربرد دارودرمانی در درمان کودکان مبتلا به نقص توجه (Attention Deficits) است.

اگرچه بیشتر کودکان دارای مشکلات توجه، دچار اختلالات همراه (Comorbidities) مانند:

  • اختلالات زبان (Language Disorders)

  • مشکلات حافظه (Memory Problems)

  • ضعف‌های حرکتی (Motor Weaknesses)

  • نقص مهارت‌های اجتماعی (Social Skill Deficits)

هستند، اما داروهایی مانند:

  • متیل‌فنیدیت (Methylphenidate)

  • دکستروآمفتامین (Dextroamphetamine)

  • لیزدگزامفتامین (Lisdexamfetamine)

  • نمک‌های ترکیبی آمفتامین (Mixed Amphetamine Salts)

و نیز داروهای غیرمحرک (Nonstimulants) از جمله:

  • آگونیست‌های آلفا-۲ آدرنرژیک (α2-Adrenergic Agonists)

  • اتوموکستین (Atomoxetine)

می‌توانند به‌عنوان درمان کمکی مهم (Important Adjuncts) عمل کنند؛ به‌ویژه از طریق کمک به برخی کودکان برای تمرکز انتخابی بهتر (Selective Attention) و کنترل تکانشگری (Impulsivity Control).

در مواردی که افسردگی (Depression) یا اضطراب شدید (Excessive Anxiety) بخش قابل‌توجهی از تابلوی بالینی را تشکیل می‌دهد، استفاده از داروهای ضدافسردگی (Antidepressants) یا ضداضطراب (Anxiolytics) می‌تواند مفید باشد. سایر داروها نیز ممکن است به بهبود کنترل رفتاری (Behavioral Control) کمک کنند (نگاه کنید به فصل ۳۳).

کودکانی که تحت درمان دارویی قرار می‌گیرند، نیازمند ویزیت‌های پیگیری منظم (Regular Follow-up Visits) هستند. این پیگیری‌ها باید شامل موارد زیر باشد:

  • گرفتن شرح‌حال دقیق برای بررسی عوارض جانبی (Side Effects)

  • مرور چک‌لیست‌های رفتاری فعلی (Behavioral Checklists)

  • انجام معاینه فیزیکی کامل (Complete Physical Examination)

  • و در صورت لزوم، تنظیم و تعدیل دوز دارو (Medication Dose Adjustment)

همچنین توصیه می‌شود به‌صورت دوره‌ای قطع آزمایشی دارو (Periodic Trials Off Medication) انجام شود تا مشخص گردد آیا ادامه مصرف دارو همچنان ضروری است یا خیر.


درمان‌های غیر استاندارد

(Nonstandard Therapies)

پزشکان اطفال باید نسبت به درمان‌های غیر استاندارد که ادعا می‌کنند قادر به درمان اختلالات عصب‌رشدی/عصبی‌تحولی (Neurodevelopmental and Executive Dysfunctions) یا اجزایی از آن هستند، آگاه باشند. روش‌های درمانی متعددی برای این اختلالات پیشنهاد شده‌اند که در حال حاضر شواهد علمی معتبر یا اثبات‌شده‌ای (Little to No Scientific Evidence of Efficacy) در حمایت از اثربخشی آن‌ها وجود ندارد.

این مداخلات شامل موارد زیر است:

  • مداخلات غذایی (Dietary Interventions) مانند مصرف ویتامین‌ها یا حذف افزودنی‌های غذایی و آلرژن‌های بالقوه

  • برنامه‌های نوروموتور (Neuromotor Programs) یا داروهایی با هدف درمان اختلالات وستیبولار (Vestibular Dysfunction)

  • تمرینات چشمی (Eye Exercises)

  • فیلترها و لنزهای رنگی (Filters, Tinted Lenses)

  • و انواع دستگاه‌های فناورانه خاص (Technologic Devices)

به والدین باید هشدار داده شود که از صرف زمان بسیار زیاد و هزینه‌های مالی سنگین که معمولاً این درمان‌ها طلب می‌کنند، پرهیز کنند. در بسیاری از موارد، تمایز میان اثرهای مفید غیراختصاصی ناشی از افزایش توجه و حمایت از کودک، با اثرهای ادعاشده و هدفمند درمان‌ها بسیار دشوار است.

 

رجمه‌ی جدول 49.3 با حفظ ساختار، کاربرد بالینی، و درج اصطلاحات کلیدی انگلیسی در پرانتز:


جدول 49.3

حیطه‌های کارکردهای اجرایی (Executive Function): علائم بالینی، اختلال احتمالی، و مداخلات پیشنهادی

علامت / شکایت بالینیحیطه مشکوک اختلالمداخلات کاربردی در دنیای واقعی
قبل از فکر کردن عمل می‌کند
حرف دیگران را قطع می‌کند
کنترل رفتاری و/یا هیجانی ضعیف
کنترل بازداری (Inhibitory Control)افزایش ساختار محیط برای تعیین حدود رفتاری
شفاف و صریح کردن انتظارات رفتاری و تحصیلی و مرور آن‌ها با کودک
نصب قوانین در معرض دید و اشاره به آن‌ها هنگام نقض قانون
آموزش تکنیک‌های تأخیر پاسخ (Response-Delay) مانند شمردن تا ۱۰ قبل از اقدام
ناتوانی در دنبال کردن دستورالعمل‌های چندمرحله‌ای
فراموشکار
حافظه کاری (Working Memory)تکرار دستورالعمل‌ها در صورت نیاز
کوتاه، واضح و مشخص نگه‌داشتن دستورات
ارائه ارجاعات و نشانه‌های عینی (Concrete References)
مشکل در شروع تکالیف/کارها
کمبود ابتکار یا انگیزه
مشکل در تولید ایده‌ها/راهبردها
شروع‌گری (Initiation)افزایش ساختار تکلیف‌ها
ایجاد و اتکا به روتین‌های ثابت
تقسیم تکالیف به گام‌های کوچک و قابل مدیریت
قرار دادن کودک در کنار همسالان (Partner/Group) برای الگوگیری و دریافت نشانه‌ها
برنامه‌ریزی نمی‌کند
رویکرد آزمون‌وخطا
برنامه‌ریزی (Planning)شروع تمرین با تکالیف چندمرحله‌ای محدود
آموزش فلوچارت ساده به‌عنوان ابزار برنامه‌ریزی
تمرین تکالیف برنامه‌ریزی (مثل مازها)
درخواست بیان کلامی برنامه قبل از شروع کار
درخواست بیان برنامه جایگزین اگر برنامه اول جواب نداد
درخواست پیش‌بینی پیامدهای احتمالی قبل از اقدام
مرور موارد برنامه‌ریزی ضعیف با کودک
کار/وسایل نامرتب
حل مسئله تصادفی و بی‌نظم
تعویق انداختن یا ناتمام گذاشتن کارها
سازمان‌دهی (Organization)افزایش سازمان‌دهی کلاس و فعالیت‌ها به‌عنوان الگو
ارائه چارچوب کلی مطالب جدید در ابتدای درس و مرور مجدد در پایان
شروع با تکالیف کم‌مرحله و افزایش تدریجی
گیر کردن روی یک موضوع
مشکل در انتقال بین فعالیت‌ها
ناتوانی در سازگاری با تغییر
انعطاف‌پذیری/جابجایی (Flexibility/Shifting)افزایش روتین‌های روزانه
شفاف و عمومی کردن برنامه زمانی
اطلاع قبلی درباره تغییرات برنامه
اعلام «هشدار ۲ دقیقه‌ای» قبل از تغییر فعالیت
شفاف‌سازی تغییر از یک تکلیف/موضوع به دیگری
توجه به اینکه مشکل جابجایی می‌تواند ناشی از ضعف بازداری باشد؛ در این صورت از راهبردهای کنترل بازداری نیز استفاده شود

2026 © کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت محفوظ میباشد.

طراحی و برنامه نویسی w3ir